خدانگهدار
همیشه حرفهایی هست"برای نگفتن"
حتی توی این محیط مجازی
بقول دوستم انسان واقعی اونیه که قلبش از حرفها رفتار و زخم های دیگرون
بدرد بیاد اما بازم هم لب به سخن وا نکنه از روی مناعت طبع وبریزه توی خودش
چرا که محرمی نیست . . .
گريه کردم گريه کردم اما دردمو نگفتم
تکيه کردم به غرورم تا ديگه از پانيافتم
چه ترانه بی اثر بود
مثل مشت زدن به ديوار
اولين فصل شکستن آخرين خدانگهدار
من به قله ميرسيدم اگه هم ترانه بودی
صد تا سد و ميشکستم اگه تو بهانه بودی
اگه هم ترانه بودی
اگه تو بهانه بودی
با تو فانوس ترانه يه چراغ شعله ور بود
لحظه ها چه عاشقانه قاصدک چه خوش خبر بود
کوچه ها بدون بن بست
آسمونی پر از ستاره
شبا گلخونه خورشيد
واژه ها شعر دوباره
دست تکون دادن آخر توی اون کوچه خلوت
بغض بی وقفه آواز گريه های بی نهايت
گريه کردم گريه کردم اما . . .
کلام زنده یاد:ناصر
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم تیر ۱۳۹۰ ساعت 15:51 توسط Naser
|