قلندر

دربدر همیشگی ، کولی صد ساله منم
خاک تمام جاده هاست ، جامه ی کهنه ی تنم
هزار راه رفتم ، هزار زخم خوردم
" تا تو مرا زنده کنی ، هزار بار کرده ام "
شب از سرم گذشته بود
در شب من شعله زدی
برای تطهیر تنم
صاعقه وار آمده ای
قلندرانه سوختم ، لب از گلایه دوختم
برهنگی خریدم و خرقه ی تن فروختم
هوا شدی نفس شدم
تیشه زدی ، ریشه شدم
آب شدی ، عطش شدم
سنگ زدی شیشه شدم
قلندرم ، قلندرم
گمشده ی دربدرم
فروتر از خاک زمین
از آسمان فراترم . . .
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 14:11 توسط Naser
|