. . .
غریب آمدی و آشنا رفتی!
اما من که خوب میشناسمت ریرا!
من بارها
تو را بارها در انتهای رویایی غریب دیده بودم
تورا در خانه، در خواب آب، در خیابان
در انعکاس رخسار دختران ماه،
در صف خاموش مردمان، اتوبوس، ایستگاه و
سایهسارِ مهآلود آسمان
تمام این سالها همیشه کسی از من سراغ تو را میگرفت
" تو نشانی من بودی و من نشانی تو" . . .
سید علی صالحی
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 14:28 توسط Naser
|