...
روز پاییزی میلاد تو در یادم هست
شب خاکستری سرد سفر یادت نیست
ناله ی ناخوش از شاخه جدا ماندن من
در شب آخر پرواز خطر یادت نیست
یادم هست
یادت نیست
عطش خشک تو بر ریگ بیابان ماسید
کوزه ای دادمت ای تشنه مگر یادت نیست
تو که خودسوزی هر شب پره را میفهمی
باورم نیست که مرگ بال و پر یادت نیست
یادم هست
یادت نیست!؟
...
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۴ ساعت 10:24 توسط Naser
|